و نیایشی دیگر بار...

خدایا!

میخوام به زبون ساده با تو حرف بزنم،بدون وزن و قافیه، بدون دنبال کردن هیچ الگوی خاصی...

میخوام بگم: پروردگارا! سپاسگزارم...

یکسال پیش مثل این لحظه بیمار بودم و نوشیدن جام زندگی از من دریغ شده بود،

یکسال پیش درست مثل همین لحظه چیزهایی نداشتم که حالا از داشتنشون مسرورم و سپاسگزار...

میخوام بگم خدای مهربان من!

امسال هم اینک و در همین لحظه که تا چند دقیقه دیگه برای سی و چهارمین بار به هستی زیبا و شگفت انگیز تو پا میگزارم،در حالیست که به این یقین رسیدم که خواست تو برای من در منتهای کمال است و پایدار و استوار!

به این ایمان رسیدم که پشت هر دیوار دو چیز منتظر منه: یا آغوش باز زندگیست و یا چهره ابرو درهم کشیده مرگ...

میخوام در پیشگاه تو به خاک بیفتم و سپاس به جا بیارم که میتونم لبخند بزنم و با بازوهای گشوده و آغوشی گرم زندگی رو تو پیچ هرکو چه غافلگیر کنم....!

آه خدایا...

به خاطر چشمهام ممنونم،چشمهایی که جز زیبایی و کمال در خلقت تو نمیبینن و همیشه به من یادآوری میکنن که : خداوند زیباست و زیبا پسند،

به خاطر دستهام سپاسگزارم که مینویسند و راه دانستن رو برام هموار میکنن،

به خاطر پاهام که خیلی بهشون مدیونم! به خاطر تمام تپه ها و جاده ها که منو بردند؛به خاطر تمام کوهها و دشت ها که پاهام منو در کمال صبوری بهشون حمل کردند؛

خدایا به خاطر توانایی گفتن: دوستت دارم سپاسگزارم...

و به خاطر این یکی به شماره ذرات هستی بی پایانت سپاسگزارم...

چرا که تو خود عشق هستی و هرچه غیر عشق از تو جداست...

پیشانی شکر به سجده میگزارم،

در محراب خلوص زانو میزنم،

شمع عشق می افروزم،

قطره ای از بخور ناب شوق از دیده میبارم،

و سعی میکنم،در نهایت خلوص سعی میکنم که عاشقانه به درگاهت دعا کنم:

پروردگارا!

از اعماق قلبم و از ژرفنای روحم برای تمام ذرات کائنات مهر،صلح و آرامش میطلبم،

کمی خالصانه تر:

برای تمام بیماران شفای خیر و عاجل،

ادای دین مقروضین،

شفای هر قلب خسته،

برکت برای ثروت ؛ سلامت و سعادت نوع بشر،

و برای همه نزدیکانم عمر با عزت و با لذت و با برکت،

برای اولین استاد زندگیم پدر یگانه و بی نظیرم،

برای اولین و آخرین عاشق حقیقی مادر نازنین و تابناکم،

برای تنها شریک راز و گل یاس نازنین خواهرمهربانم،

سلامت و قلبی شاد طلب میکنم...

خدایا! به من لیاقت خدمت به کائنات و تمام بندگانت عطا کن...

به من توفیق بندگی و خلوص و عشق ورزیدن عطا کن...

خدایا!

سپاسگزارم! به شماره ذرات نا شمار هستی ات سپاسگزارم...

( لطفا" از نوشتن نقد ادبی خودداری فرمائید. فقط خواستم با خدای خودم به زبون خودم حرف بزنم.حالا اگه زبون ما الکنه بزرکواران ادیب بر ما ببخشایند و به رومون نیارن لطفا")

/ 6 نظر / 10 بازدید
بهنامترین

و در این راز و نیاز پش آن زیر و زبر، پشت آن جا و مقام ،در همان گوشه مرگ ، لای روزنه ی دوست،در بلندای مکان ، در فرود هستی ، در بارش ماه ، زیر تابش باد جای تو خالی بود روی سجاده ی علف و پیشانیه تو روی مهر گل سرخ و خدا هر زمان که میگذشت جای خالیه تورا مینگریست و به یه خنده یا آه عمیق دست بر دیوار بلند حقیقت میمالید و آهسته به به در شاد بهشت مینگریست . منتظر ناز قدمهای تو است . با خودش میگوید روی این خاک بزرگ زمان چقدر دیر میگذرد . سلام

بــهــیــن اربـابـی :

: .. آمین او - آن است که او اندر دعا ذوقت دهد : _____________________ - یک شعر ساده - در وبلاگم گذاشته ام(و تبلیغ چند مطلب عمومی ساده) : -- حوصله ای بود : بیایــید : ---- رندگی؟ شیرین . مهربان است زندگی. _____________________________ ب - الف : 10-3-87

بــهــیــن اربـابـی :

و دوباره : نامه <بهنام ترین> را ندیده بودم : -- جذاب و ادبی و ... : --- و مشخصا {سلام} آخر نامه ایشان. ____________ ب- الف : 10-3-87

liopozo

در اوج سادگي خالص و ناب بود . ياد نيايش به درگاه خداوند اثر ولتر افتادم . و باشكوه بود قدم زدن در لحظه لحظه نوشته از دل برآمده ات .

الهه

بسیار نازنینی و دوست داشتنی و صداقت نوشته هات هم مثل صداقته چشاته ..

shokooh

bat ghahram !