نقدی بر سریال باران دروغ

نقدی بر سریال باران دروغ

 

به راستی باران دروغ؛ و یا بهتر بگوییم دروغ باران .

از ابتدا و زیر بنا همه چیز بر مبنای دروغ است و هرچه سناریو جلوتر می رود وضع بدتر و وخیم تر می شود.

شاید بدترین و وحشتناک ترین دروغ بیماری و معلولیت ذهنی "هیونگ وو" باشد که بقیه دروغها را به دنبال می کشد.

شخصیت پردازی سریال در حد عالی امتیاز میگیرد. از" خانم رئیس " که خالق بدترین جلوه ها و منش های انسانی است گرفته تا " بیان" که کودکی است قربانی خودخواهی و دروغهای بزرگترها؛ همه بسیار عالی پرداخته شده اند و در قالب سناریو همگی کار خود را به خوبی بلدند.

به تصویر کشیدن فرهنگ کشور کره شاید یکی از چیزهایی است که مردم کشور ما مخصوصا" جوانان را عمیقا" تحت تاثیر قرار می دهد. زنان ما هرگز و در هیچ برهه تاریخی اینگونه و به این شدت برده مردان و مادر شوهران نبوده اند.زنان ما نزدیک نیم قرن است که خود را از اسارت های تحقیر آمیز خانوادگی رها کرده اند و اتاق خوابشان برای فرزند دار شدن یا تنها نماندن همسر تحت کنترل مادر شوهر نیست. ( به افراط های زنان و مردان جامعه فعلی ایران کار نداریم). منظور سناریست چیست؟

یک تصویر:

ماشین " ان یون" به دستور مادر شوهرش( مادر" هیونگ وو" /خانم رئیس) به معلمه جدید که به منظور دلربایی " هیونگ وو" و از میدان راندن "ان یونگ" وارد خانواده شده واگذار شده. " ان یون" را شناخته ایم. حرفی نزده و سوئیچ را به معلمه داده. اما خواهر شوهرش که حتی از " ان یون" خوشش هم نمی آید سوئیچ را از معلمه گرفته و به دست "ان یون" می دهد. مادر شوهر/ خانم ردیس از راه رسیده و این صحنه را می بیند. به گمان او این " ان یون" است که سوئسچ را پس گرفته و " ان یونگ" هیچ دفاعی از خودش نمیکند.

 

لطفا" برچسب احمق و بزدل و...به این زن نچسبانیم. این فرهنگ کشور کره است که عروس خانواده حق دفاع از خودش را ندارد. واما یک شخصیت استاتیک مانند خواهر" هیونگ وو" قدری گستاخ است و در باده نوشی و پسربازی بی پرواست؛ از حرفهای مادر دیکتاتورش ترش میکند و در نهان ما میبینیم که عقده های سرکوب شده اشرا چگونه التیام می دهد.

 

در باران دروغ همه به هم دروغ می گویند و ما تلخ خندیدیم وقتیکه پدر" ان یون" به همسرش یک انگشتر شیشه ای هدیه داد و زن بیچاره را فریب داد.

تنها کسی که دروغ نمی گوید" بیان" است .

بیچاره " ان یون" که یک دروغ گفت و معلوم نیست برج شنی دروغهای حمایتگرش تا کجا بالا خواهد رفت.

ایرانی های آزاد و آزاده اعصابشان از این سریال به هم می ریزد.هرشب به خود می گویند این دفعه آخر است...ولی کشش نفرین شده سناریو به قدری بالاست که فردا شب باز با خشم و نفرت و اشک و عشق در احساسات متضاد خویش غوطه ور می شوند و مدام از مخود و اطرافیان می پرسند:

یعنی واقعا" ممکن است؟

بله.ممکن است. در کشور ما زنانی که بیوه هستند و حتی فرزند دارند می توانند به راحتی ازدواج کنند البته خالی از غرغر و مخالفت نیست . حتی تابوی بکارت در حال رنگ باختن است.چون ایرانی ها می دانند که زن کالا نیست که به آن مهر یک بار مصرف بزنند و زن هم حق زندگی و لذت بردن دارد.

اما در کشور کره...به نظر می رسد که هنوز با وجود قوانین حقوق بشر زن به دنیا آمدن میوه ممنوعه ایست که چشیدنش به بارش مسموم باران دروغ می انجامد.

 

ادامه دارد...

/ 1 نظر / 21 بازدید
pk

جالب بیده بوده بود (-: