مسخ

همه پشت شاهزاده زیبایی پناه میگیرند

غافل از اینکه این شاهزاده زیباست؛

 ولی عروس عفریت

یا داماد دیو است...

مسخ آنچنان فرا گیر شده که خود به پیله ای تار و مهجور تبعید و از یاد ها فراموش است...

و همگان در نهان به انتظار پری قصه ها یند

که با بوسه ای-

تنها تماس دو لب..(آیا؟)

به حقیقت بازشان آرد...

/ 4 نظر / 2 بازدید
همايون

طنز تلخ تو آغشه به شيرينی عشق است گويا؛ و حقيقت را چنان عريان بيان ميکنی که زيبايی تيشه پيکره ای ازدل شنگ عريان سازد... پيروز و شاد باشی و به اميد ديدار.

سام

برای من بگو که افسار اسب سرکش دل را کجا بندم که بس بيتاب و بيتاب است در پی خويشم چراغی نيست اما دل رميده و راه آرميده در پی خويشم چراغی نيست اما...

IQ

بازم فراموش کرديد عکس رو رو اينترنت بذاريد و هميطوری از روی هارد مسير داديد که ...

سام

ولی من عکس رو دارم ....؟ سوزانا ؟ چکار ميکنی که همه نميبينند؟