زيتون ها بر سرت نخواهند باريد

اکاليپتوس ها رو می گردانند

و تو پوست آهوی امضا شده به رخ می کشی

باران بر موهای صاف و درخشانت شوکران خواهد باريد

و چشمانی که ميخواهی گريان ببينی

به قهقه ای مستانه می خندند

و نوای وحشی هزار گيتار است که مينوازند

و کوليان آنچنان از يادت فراموشند

که تو در مردمک ديده شان شبحی-

رهسپار راهی بس نا شناخته.....

/ 1 نظر / 3 بازدید
شب های سفيد

سلام. موفق باشی. خوشحال می شم که به وبلاگ من هم سر بزنید .منتظرم