و باز متولد میشوم...

و باز طلوع روشن من از راه میرسد

باز من سجده شکر مینهم

بودنم را

و حضور سرخ رنگم را در پهنه هستی...

باز دستهایم به نیایش گشوده میشوند

چشمهایم روشن از جمال بی مثال توست...

قلبم را میگشایم

ای هست درخشناک بیکران!

وپرتو طلایی عشق را

به تمام ذرات هستی هدیه میدهم

ای از شدت پیدایی نهان!

چشمهایم را میگشایم و میشویم

ومیبینم تمام زیبایی را

که هستی تو

خلقت بی منتهای تو

زیباست، زیباست، زیباست،...

ای از شدت پیدایی نهان...

در محراب شوق در مقابلت زانو میزنم

و هستی ام را سجده شکر مینهم...

سپاسگزارم...

/ 0 نظر / 21 بازدید