ضیافت

خوش آمدی!
به ضیافت لبخند؛
به جشن خنجرها
که از سینی به سینه سفر میکنند!
 
مقدمت خیر!
به پایکوبی پوتین!
به سربلندی سرنیزه!

                          به شام آخر سکوت بره ها...

/ 7 نظر / 8 بازدید
بهنامترین

دعوتم کردی به جشن خنده و ققه. دعوت میشوم سینی ی خنجرت را وسینه ام میپذیرد با روی گشاده خنجره تعارف شده ات را. من می آیم همیشه به این میهمانی سکوت بره ها در شام آخر تو. سلام

liopozo

سلام به قدري زيباست كه قاصرم از گفتن كلامي در وصف شعر مدرن و فوق العاده ات . چندين بار خوندم و بازهم خواهم خوند .

بهین اربابی

با سلام : من در پست قبلی دو پیام(نقد شعر) گذاشته ام : ولی نشان نمیدهد : ب الف

پیمان جباری

سلام عزیزم برات آرزوی سالی همراه با موفقیت و سلامتی دارم

پیمان جباری

سلام دوست خوب من میشه خواهش کنم اسم لینک من رو به پیمان تغییر بدی ممنون

آب پرتقال

سلام بوی تلخ اعتراض در نوشته هایتان پیداست و واضح به مشام می رسد...در مورد قالب نوشتاریتان همانطور که قبلن هم گفتم از نظر من زیباست و گویا اما باید باور کرد که نسل جدید ادبیات دنیا جویای معماست ،اغلب خواننده ها دوست دارندپازل نویسنده را آنطور که می خواهند کنار هم بچینند و نوشته هایی که به اصطلاح از "نویسایی" کمتری برخوردارند امروزه آرکاییک خوانده می شوند...اینطور فکر می کنم که اگر دست خواننده را برای خوانش مجدد باز بگذارید طوری که هنگام خوانش به او احساس تآلیف مجدد بدهد بهتر از حال خواهید بود بدرود