عشق من! برخیز!

عشق را خاموش نمی خواهم؛

این بی بوسه گی مرگ آور را

با لبهای پر تب

نمی خواهم؛

و شکستن و هر بار پیوستن؛ پیوستن؛ پیوستن...

به کوچی وحشیانه و ناخواسته

تن دادن؛

تن دادم و تکه های دلم را از آینه گدایی کردم؛

این فاصله پر درد را در عین نزدیکی

نمی خواهم؛ نمی خواهم...

من از خلوت بی آغوش؛

من از دست بی نوازش

می ترسم

و قطره های اشکم را به هیچ کس

هدیه نمیدهم؛

بستر عشق را دو نیم شده یافتم؛

با تبر خشم!!!

آااه ه من عشق را عاشقانه می خواهم؛

صادقانه می خواهم؛

پر از بخشش و

کودکانه می خواهم...

/ 3 نظر / 5 بازدید
سوزانا

دلم برای خودم سحت می سوزد انگار خودم تنها کسی است که مرا ميفهمد...

مرضيه

بسيار زيبا و دلنشين است تعبير ناب تو از عشق

MnsD

اینگونه کزین عشق سخن می گویی , گویی تو را عاشقی نیست ، جانم به قربانت بدان، من همان کوه کن معروفم. چون مرا بنگری، از شوق تو را من در آغوشم.