تحصیل عشق در مکتب ...

شمع ها را به مسلخ نور برده ام،

به قربانگاه عشق،

اشک را گفته ام در خلوت گیس بلندش را ببافد،

رقص را از نهانخانه پیکرم به آغوش شوق کشیده ام،

زمین خانه هرگز سرد نبود و نیست...

بستری جذاب است برای عشق ورزی بی پایان...

...

و این منم!

یک زن!

یک روح!

ساحره ای چیره دست،

سرشار از هست/ هستی / و بودن ناب ناب و محض!...

جوشان از شور سحر انگیز زندگی،

رقصان در آغوش گرم زندگی...

/ 3 نظر / 9 بازدید
XIVAGO

ببر منو با خود به شهر افتابی اشتی بده من رو با عشق و بی تابی ببر منو با خود ای بهترین اخر موندن من مرگه ای اخرین یاور

بهین اربابی

سلام و عرض ادب ساده : لذت شعر در این شلوغی ها : شلوغی ها : -- ... اشک را گفته ام در خلوت گیس بلندش را ببافد، رقص را از نهانخانه ... ____________________ ب - اربابی :: 15-7-88