نقدی بر سریالهای کا نال محبوب فارسی وان

 

 

 

 

 

مروری  نیمه طنز برنامه های کانال فارسی وان

 

 

طیف بینندگان این شبکه بسیار گسترده است.چون طیف برنامه هایی که پخش میکند گسترده است. تقریبا می توان گفت برای هر سلیقه برنامه دارد.قبل از اینکه این نوشتار را بخوانید باید بگویم که خود من از طرفداران پروپاقرص این شبکه هستم و به محض رسیدن به منزل اولین کاری که میکنم روشن کردن تلویزیون است.این نوشتار فقط نقدی است بر سریالهای پخش شده از این کانال و فکر کنم حرف دل خیلی ها را بشود اینجا پبدا کرد. قصد من نه کوباندن کسی یا چیزی و نه بالا بردن است. این نوشتار فقط نقد است. نقد به معنای دقیق بررسی. همینطور جاهایی که طیف بینندگان را معرفی کرده ام چنین منظوری نداشته ام. خود من مورد نقد هستم. به هر حال جامعه فعلی ایران ملقمه ای از همه چیز و همه کس است و می توان به جرات گفت که پرچم کل کشور های جهان تنها در یک خیابان ایران می تواند افراشته شود!

 

سریالهای کره ای

طیف سنتی رو به روشنفکر جامعه ایران سریالهای زجر آور کره ای را میبینند.در فرهنگ کشور کره فرهنگی هنوز بسته و محدود است. خوب و شیک لباس می پوشند. هیچ گونه اغراق نه در پوشش و نه در آرایش دیده نمی شود. اما به وفور مادر شوهر عروس را نقش دیوار می کند و تا دلمان بخواهد عروس های عقده ای، دیوانه، کمی دیوانه، افسرده، توسری خور و خلاصه همه جور عروس درب و داغان در سریالهای کره ای حضور دارند.گفتیم طیف سنتی به این سریالها علاقمندند چون طیف سنتی جامعه ایران هنوز زن را موجودی یکبار مصرف میبیند و مرد را فاقد کنتور!!!در ضمن این گروه بیننده کیف میکند وقتی عروس بیچاره خانواده کمی- فقط کمی- عصیان می کند و یک کلمه حرف قلمبه از دهان فسقلی اش بیرون می پرد!خانمهای جوان ایرانی از روی کنجکاوی این سریالها را دنبال می کنند و تازه پی به این موضوع می برند که صرف نظر از نداری ها و خیلی مسائل دیگر خوشبختند که برده مادر شوهر های فولادزره نیستند!و این یعنی میزان بالایی از آزادی و استقلال. تازه! ما مجبور نیستیم در مقابل هر کس و ناکس که ژست میگیرد و از ما بزرگتر است و هر کوفت دیگریست تعظیم کنیم و تا کمر خم شویم و مرتب بگوئیم: بله. حق با شماست. معذرت می خوام....و تازه آنها هم با پشت چشمی به نازکی مو جوابمان را بدهند!

خانمهای ایرانی بعد از عروسی واقعا عروس می شوند و می توانند  بیرون کار کنند و هرچی دوست دارند بخورند یا نخورند و از گرسنگی بمیرند( یه قیمت حفظ اندام!) و قرار نیست صبح قبل از سحر بلند شوند و برای شکم کارد خورده خانواده شوهر صبحانه مفصل تر از ناهار!!!! بپزند.

( یسه دیگه. لهشون کردیم در حد پوره آلو.)

  

سریالهای کلمبیایی

این سریالها متاسفانه و شایدم خوشبختانه در ایران بینندگان فراوانی دارند. مروری بر این سریالها و طیف بینندگان:

 

 ملت ما و مخصوصا خانمهای زیبای ایرانی( اینو واقعا میگم زنان ایران بدون آرایش افراطی و زلم زیمبو زیباترین زنان دنیا هستن.) مجال بروز زیبایی در اجتماع را ندارند. لذا طیف وسیییییعی از بانوان پای گیرندگان محو تماشای جمال بی کمال کاراکتر های این سریالها می شوند.

افراط و اغراق در این سریالها بییییداد می کند. نگاهی به تاریخ کلمبیاو جغرافیای سوق الجیشی این کشوربه ما نشان می دهد که چرا درونمایه تمام این سریالها بدون استثنا عشقهای آتشین( احتمالا از غذاهای تندو تیزشان!!!)، خیانتهای قوی، گیلاسهای شراب و شامپاین، رستورانهای مجلل، پاسکاری عشق و عاشق و معشوق،لباسهای زیییبا، اعتیاد شدید به خنزر پنزر است که واقعا برای جوانان ایرانی چشمنواز و جالب توجه است ( والا تجربه نشون داده در کشورهای پیشرفته یک مدیر موفق زن نه آرایش به این غلیظی داره چون وقتشو نداره و نه لباسهای رنگارنگی که باید برای مهمانی پوشید رو تو محیط کار می پوشه!تازه موفق هم هست و مردا هم دنبالشن! این مدیریته؟)بدترین و ننگین ترین نقطه ضعف سریالهای کلمبیایی فرزند نامشروع است که تقریبا در همه این سریالها یکی وجود دارد...متاسفم.واقعا متاسفم.

.بدتر از سریالهای ایرانی که این روزها پیشرفت هم کرده اند سریالهای کلمبیایی تا حد بالایی قابل پیش بینی و نتیجه گیری هستند. گاهی هم سناریست عقلش به جایی قد نمی دهد و شیلنگ آتش نشانی را با فشار قوی باز می کند نوی سناریو!!!!خلاصه اینکه برای سرگرمی و بعد از یک روز کاری پر مشغله می چسبد.

 

 

سریالهای آمریکایی

نمی دانم چرا مردم ما که اینقدر دم از اعتلای آزادی و آرزوی آرامش می زنند و هلاک زندگی خوب و ازدواج موفق هستند این سریالهای با نمک و واقعا آموزنده را از زن بابا می دانند. در هیچ سریال آمریکایی شما سایه پشت چشم و زیور آلات سنگین و لباسهای آنچنانی نمیبینید. اما درونمایه این سریالها زندگی خانوادگی، تربیت فرزند، آموزش رفتار فردی و اجتماعی، دوست یابی از هر جنس، ایجاد روابط عاطفی با بازنگری تجربیات، چگونگی هندل کردن اقتصاد، تحصیل و هرچیزی که یک جامعه موفق واقعا دارد می باشد. دیالوگ های سازنده، تکه کلام های با نمک و زبان بدن گویا و مختصر و مفید به راستی راه گشای حل بسیاری از اختلافات در روابط است. در سریالهای آمریکایی حرفی از خیانت آنهم آشکار!!! نیست. عشق و عاشق و معشوق پاسکاری نمی شوند و همه هر روز با هر کسی نمی خوابند و حرفی از فرزند نا مشروع نیست! همه ایرانی ها دوست دارند به آمریکا این سرزمین فرصت های طلایی بکوچند ولی آیا چند نفر از این عزیزان تحمل 10 ساعت کار درست و بی عیب و نقص را دارند؟ بر خلاف آنچه که خیلی ها می اندیشند در آمریکا حتی دوست پسر ها و دوست دختر ها صد در صد به هم وفادارند حتی به جرات خیلی بیشتر از ایرانی ها ولی جوانان ایرانی گویا درونمایه سکس و خیانت برایشان جذاب تر است.درتمام سریالهای آمریکایی بدون ذکر مشخص نام پیر یا پیغمبری شما شاهد قدرت ایمان هستید. حالا به هر شکل. پایبندی به اصولی که جوانان بیمار و روشنفکر نمای جامعه ما به آن می خندند و روز به روز در انحطاط بیشتری فرو می روند به شکلی محسوس در سریالهای آمریکایی جریان دارد.

این نوشتار یک دیدگاه کلی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 4 نظر / 14 بازدید
pk

یه چیز تو همه ی سربالهای فارسی وان مشترکه که به نظر میاد باب دل ایرونیاست و شاید هم هیجان انگیزه : مثالا : ویكتوریا : مردی كه همسرش را رها كرده و با زنی جوان رابطه دارد و همسرش هم عاشق یك مرد جوان میشود ( خیانت محض ) افسانه افسونگر : دختری كه نامزد خواهر ناتنی اش را از راه به در میكند ( خیانت ) همسر من بی نظیره : همسر رئیس شركت عاشق یكی از كاركنان میشود و شوهرش را به خاطر او رها میكند .. رابطه شوهرش با زنان دیگر هم كه علنی است ! ( باز هم خیانت ) مونس و مونس : مردی كه دو زن دارد و رئیس این مرد هم اتفاقا دو زن دارد و خیانت در این فیلم بیداد میكند ( خیانت از نوع حاد ) همسایه ها : در هر قسمت این فیلم شخصی به دور از همسر یا شوهرش با شخص دیگری رابطه دارد جزئیات آن در دستم نیست ( خیانت به توان n ) سفری دیگر : دختری كه با یك مرد پیر ازدواج كرده اما با یك پسر جوان رابطه دارد ( خیانت )

بهین اربابی

سلام کوتاه :: - اولا زنده باد که در مورد مسایل اجتماعی مینویسید/فکر میکنید و ... . - و دوما نوشته تان را نسبتا نخواندم ولی :: ... احتمالا مخافت های زیادی با آن دارم. -- ولی یک مخالفت را چگونه میتوان نوشت؟ __________________ - بهین اربابی - 28-9-89

بهین اربابی

سلام کوتاه :: - اولا زنده باد که در مورد مسایل اجتماعی- اجتماع مان ‘ مینویسید/فکر میکنید و ... . - و دوما نوشته تان را نسبتا نخواندم ولی :: ... احتمالا مخافت های فراوان و گنگی با آن دارم. -- ولی یک مخالفت را چگونه میتوان نوشت؟ __________________ - بهین اربابی - 28-9-89

مهدیه

سلام سوزانای عزیزم مطلبت را خواندم یکبار دیگه صدای پر مهرت را در کلاس قلبم احساس کردم انگار خودت داری حرف می زنی، با همة احساسی که در کلامت هست . به یادت هستم همیشه دوست خوبم