کودکم...

 

تو دعوت شده ای؛ اما من میزبان خوب و لایق تو نیستم؛ تو فقط این لانه کوچک و محدود را داری؛

در توانم نیست. فکرکنم خودت خوب میدانی.

تو میوه لحظه های شاد؛ میتوانستی یادگاری از ایام جوانی و زیبایی ما باشی. نمیدانم دعوت تو نا بهنگام است یا ...

من احساست میکنم.گرچه کوچکتر از آنی که حتی دیده شوی.اما مادر...مادر هرگز خطا نمیکند.اگر بگویم نمیدانستم که تو در منی دروغ است.اما تو میدانی و من هم، که میل شدیدم به خودفریبی بود...

میدانی؟ دست ها و پاهایت را تجربه نخواهی کرد. روزهای پرفتنه و شبهای تبدار را نخواهی دید. چه حیف است که تو بر دوش ما نظاره گر سیل جمعیت آزادیخواه نخواهی بود. مشتت را بر چهره زور نخواهی کوفت و خیابانهای طولانی را در سکوت و با لبخند با انگشتان گشوده به جستجوی آزادی نخواهی شتافت.

تو زمانی شکل گرفتی که مادر به فردای آزاد دختران میاندیشید و پدر سودای مرگ خفقان درسر داشت.مادر زیبای را به دست باد سپرد تا چون تاج بر پیشانی دخترکان باکره روستایی بگذارد و پدر جوانی را به تاجری داد تا کنار دیوار چین به حراج بگذارد.

من احساست میکنم. و این حقیقت دارد که تو هستی، و این حقیقت تلخ در فنجان چای پدر غوطه ور است که تو باید بروی...این یک باید است...

کاش شرایط آنگونه بود که تو برایش آمدی. آزادی بود و رفاه بود و کسی از ما و تو نمیپرسید که چگونه؟

آنوقت تو باید میماندی و دست سوم ما میشدی.دهان ما، گلوی ما،و فریاد ما میشدی.

چند روز دیگر میهمان منی. قلبم برایت میتپد و تو میدانی.من اشک میریزم که تو باید بروی و پدر خیابانهای پر هذیان را فتح میکند.

کودکم، شیرین ترین احساس زنده بودن درک وجود تو بود.باز میگردی.در شبی مهتابی بیا.در شبی که همه آزادند.در لحظه ای بیا که فریاد شادکامی بشر به تو نوید روزهای آفتابی بدهد.ما و تو تولدت را در سایه سبز آزادی به جشن خواهیم نشست.

 

 

اما به ماندن دل خوش نکن که عازم رفتنی. برمی گردی.بارت سبک است. و تو چابکتراز بال نسیم.

میهمان روزهای بلندی که رو به کوتاهی میروند؛ میهمان شبهای شادی که تا سپیده طول کشید و تو آمدی! از راهی دور دور...خسته ای.می دانم. می دانم...می دانم...                                                             

                                         

/ 3 نظر / 15 بازدید
setareh

az hezar faryad rasa tar bud...Susanna? che kardi?chi neveshti? koja seir mikoni?Negaranetam.

setareh

perfect...excellent...nothing to say...

setareh

perfect...excellent...nothing to say...