....

می اندیشم وگاه

در اندیشه غرق می شوم

و لحظه پشت لحظه است

که به آتش سیگار

به جوخه اعدام محکوم می شود...،

غرور مصم من

از زاویه وحشی چشمانم

اشک را می نگرد

که صبورانه در فنجان چای

غرق می شود...

بغض سرد و گریه های دردآلود،

کی؟

در دل کدام شب و

هنگام آتش بازی بوسه های من/ما،

می میرند؟

 

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
مرتضی نورمحمدی

همه زيبايی های بی پيرايه ازعشق سرچشمه می گيرند،اماعشق از چه چيز سرچشمه می گيرد؟ عشق از جنس چيست ؟ اين فرا طبيعی از کدامين طبيعت جاری شده است؟ زيبايی زاده ی عشق است. عشق زاده ی توجه و اعتنا ، توجه ای ساده به ساده ها . توجه ای متواضعانه به هر آنچه که متواضع و بی پيرايه است . توجه ای زنده به همه ی زنده ها .[خداحافظ]

نیروانا

سلام متن زیبایت را خواندم. هیچ چیز برای من رضایت بخش تر از این نیست که دریابم هنوز کسی در هر کجای دنیا پندارهایش را متفاوت با دیگران بنا می کند. کردارش دیگران را نمی ترساند و گفتارش سراسر مایه آرامش است. برایت آرزوی بهترین ها را دارم.