من مینویسم...تو بخند...تو نخوان...

در حلقه های دود سیگارم چه را به تماشا نشسته ام؟

.....فکرهایم را، تصوراتم، آرزوها  انتظارات حواسته ها و نا خواسته هایم را....

اینجا که من هستم زمین است.سیاره ای آبی رنگ و زیبا و سرزمینی که میزیم فارغ است از تعاریف جغرافیایی و تاریخی.

اغراق نخواهد بود اگر بگویم که ارسطو را در وجودم درک میکنم، جهان وطن بودن را میستایم.

در حلقه های دود سیگارم چعره ها میرقصند آدمها فارغ از تاریخ طهور و بینیاز از احساس ثبوت می آیند و میروند

تصاویر بیشماری میبینم از عشق ورزیدن ها،هم آغوشی ها، و حسمیکنم هرم گرم هیجان نفس هارا و شوق و عطش سیری ناپذیر بوسه هارا...

تپش قلبها را حس میکنم ،سوزان از خواهش و شوق، چشمها را میبینم چرخان در چشمخانه ها، جستجوگر قامتی رعنا را، و حریصانه  دوان از پی لحظه ای عریان دیدن پیکری / بخشی از ساق یا ساعدی  حتی...و در عرفانی ترین لحظه تلاقی ناب ناب ناب ناب ناب دو نگاه را در آغوش دوچشم...

دستها میبینم نوازشکر گونه ها را، باریکای کمری را در رقص، نوازنده گردنی زیبا را چونان سازس سرشار از هوس...

این تنها دود سیگار است و چنین به عمق اندیشه ام رانده، چنان که حتی پرده نقره ای نتوتنست و نخواهد توانست چنین به حاشیه خویشتنم رهنمون شود...

سیگاری دیگر...و باز حلقه های دود بیدادگر...

چشمهای خودم ، دستانم ، لبهایم، طین صدایم، آغوشم ...

نگاههایم، لمس کردن هایم، بوسه هایم، دوستت دارم گفتن هایم، و دیوانه وار در آغوش کشیدن هایم...

و در نهایت قلبم!

آنقدر بزرگ شده که دیگر در سینه ام نمیگنجد،گویی از ابعاد وجودم به بیرون گسترده شده،

همه معشوق منند و من عاشق همه چیز و همه کس...

دست تهی یک معتاد و شرمش را میبینم.

سمفونی ناهماهنگ شکم گرسنه کودک گدا را میشنوم.

حرص و آز و نیاز دزد و قاتل را میبینم.

صدای طپیدن قلب  پاک یک روسپی را میسنوم...

و آنقدر قلبم بزرگ شده که گنجایش چندین عشق زمینی را همزمان دارد...

تو بخند! محض خنده توست که چنین در حلقه های کد گشای سیگارم به تماشا نشسته ام و مینویسم...

تو بخند...

/ 15 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنين

سوزاناي عزيز خوشحال شدم كه وبلاگ به اين خوبي داري به نيلوفر آبي منم سر بزن. نازنين شاگرد هميشه شما

علیرضا

سلام وبلاگ یادگار دوست ششمین سال فعالیت خودش را شروع کرد. از شما هم دعوت به بازدید می کنم. موفق باشید

سحر

سلام ممنون میشم به منم سر بزنین[قلب]

علیرضا جواهری

سلام متن های عالی رنگ بندی عالی و از همه مهم تر : یک انسان عالی

راحیل(دل آرام)

دیدن ! خوب دیدن چیزیه که خیلی وقتا بهش فکر کردم و شاید خوب دیدم... شاید...ولی دوست دارم این خوب دیدنو سر کلاس استاد پر انرژیم یاد بگیرمو تجربه کنم... وبلاگ جالبی دارین استاد [چشمک][لبخند]

راحیل(دل آرام)

دستور زبان عشق دست عشق از دامن دل دور باد! می توان آیا به دل دستور داد؟ می توان آیا به دریا حکم کرد که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنکه دستور زبان عشق را بی گذاره در نهاد ما نهاد خوب می دانست تیغ تیز را در کف مستی نمی بایست داد

بیژن

درودبرگرامی همدل. من تارنگاری درباره گذشتارایران دارم. اگر دوست داری چیزی درباره گذشتار ایران بدانی به من سری بزن. پیروزی تو را در گزینش برترین تارنگارنویسان خجسته میدارم. به امید روزی که همه ایرانیان به ایرانی بودن خود افتخار کنند. تو و کسانی که مانند تو هستند موجب افتخار ایران زمین هستند. شادوپیروزباشی. بدرود.

روزها و سوزها

نان را از من بگير اگر مي خواهي هوارا بگير اما خنده هايت را نه ! به روزها و سوزهاي من هم سري بزنيد .شاد مي شوم . من و سرطان ...[گل]

مریم

سلام استاد...با اجازتون لینکتون کردم[عینک]

نیکو

زیبا....مثل حرفاتون سر کلاس..استاد یادم رفته بود زندم...دارم دوباره خودمو از نقطه صفر می شناسم..ممنونم