Devine Love

 
نویسنده : سوزانا عرفانی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٦
 

و مزارع جاويد زيتون

دوباره پر بار ميشوند

و جان ميگيرند شاخان سبز

و نشانه ميگيرند خورشيد را

جاری ميشوند رودها

زير پای سبز برگها

ومن مينشينم چشم به راه

مسافری از ديار آبی را

و تو را که جسته ميرسی از راه

نخواهم ديد...نخواهم ديد خستگی ات-

شکستگی ات را.....

و خواهم شنيد از لبان سبز زيتون

که آمده ای ؛

و شکسته ای......