Devine Love

 
نویسنده : سوزانا عرفانی - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٦
 

به تو می انديشموبه تو که با يخ پاشنه های سماجت بی بديلت در هزار توی ذهنم رقصی بس ناهماهنگ را در حال تکراری...

خسته ام از تکرار ناهماهنگ چهره ات؛حوادثت؛و مرورت.می خواهم که نباشی.

حضور و ناحضورت هر يک به نحوی با ويلون ناساز خواسته هاو نا خواسته هايت به روانم آرشه می کشدو می خواهم که نباشی!!!

با لجاجتت هم آغوش ميشوم و مرا خواهی ديد که با حلقه بازوهای توانگر غرور بر کمر گاهم در راهروهای غروب زده و زمستانه اوهامت والس ميرقصم!!!