Devine Love

 
نویسنده : سوزانا عرفانی - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٥
 

فنجونو وارونه کردم

تا که از قهوه بپرسم

حال تو احساس تو

بگه از اومدنت

موندن و نرفتنت

فنجونو که بر ميداشتم

بوسه زد به نعلبکی

چشمکی زدم و گفتم:

ناقلا!تو هنوز عاشقمی؟

خطوط قهوه رو حفظم

بس که اسم تو رو ديدم

بس که راه و جاده و ستاره ديدم

بس که دلهای وارونه

زير پام افتاده ديدم....

روزی که تو اومدی تو فنجونم؛

اسم تو با شکلات حک شده بود!

روزی که رفتی تا حالا؛

دفترم پر شده از

ترانه های قهوه ای......