Devine Love

 
نویسنده : سوزانا عرفانی - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۳
 

گفته ام ميدان رقص است اينجا که ميبينی؛

به ريش مردم نادان برقص!

با ترانه با صدای باد و باران؛

در خيابان؛کوچه ها.....

با صدای خسته و کشدار استاد؛

روی چرت بعد از ظهرش برقص!

در بادکنک آدامس سيما؛با شعله فندک فرهاد برقص!

چشمک فريدون شو؛در اخم زشت صورت زيبای شهلا برقص!

بوسه پرويز شو؛در شرم زيبای چهره زشت نازی برقص!

دست ها را ببين!

مشت ها را!

شعار شو؛روی ديوار ها برقص!

قيچی شو!

سانسور شو!

به ريش شاعر و نابغه برقص!

گلوله شو در قلب ها؛

خون شو!بر سنگفرش ب ر ق ص !!!!!